
در بزرگداشت صد سالگی زادروز پروین اعتصامی
رخشنده اعتصامی متخلص به پروین در روز ۲۵ اسفند سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز از مادری آذربایجانی به نام اختر فتوحی تبریزی و پدری اصلا آشتیانی و مقیم تبریز به نام یوسف اعتصام الملک به دنیا آمد.تنها دختر خانواده بود و ۴ برادر داشت.در خدود ۵ سالگی در سال ۱۲۹۱ هجری شمسی همراه خانواده به تهران آمد و در مدرسه دخترانه آمریکایی ها در سال ۱۳۰۳ هجری شمسی تحصیلات خود را به پایان برد.ده سال بعد یعنی در ۲۸ سالگی هنگامی که پسرعموی پدر پروین«فضل الله» که رئیس شهربانی کرمانشاه بود وی را خواستگاری کرد، پدر پروین با گمان اینکه به اقتضای شغلش مظهر نظم خواهد بود،موافقت و پروین در تیرماه ۱۳۱۳ با او ازدواج کرد ولی شوهر بی فرهنگ وی جز به راه انداختن مجالس تریاک کشی شرب خمر نمی دانست و نمی خواست.پیداست پروین که از نفس فرشتگان ملول می شد نمی توانست هم نفس چنین شیطان رجیمی بماند و چند ماه بیشتر شوهر داری نکرد و به خانه پدر برگشت و با بخشیدن کابین در ۱۱ مرداد ۱۳۱۴ رسما طلاق گرفت.که به قول پروین:
ظلم است در یکی قفس افکندن مردار خوار و مرغ شکر خارا
تنها بازخورد و اثری که از او در شکوه از این ازدواج ناموفق در شعر او می بینیم،چند شعر است:
یکی این سه بیت از ص ۲۸۳ دیوان:
ای گل تو ز جمعیت گلزار چه دیدی
جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی
ای لعل دل افروز تو با اینهمه پرتو
جز مشتری سفله به بازار چه دیدی
رفتی به چمن لیک قفس گشت نصیبت
غیر از قفس ای مرغ گرفتار چه دیدی؟
و دیگر شعر عهد خونین ص ۲۰۶ دیوان و دیگر قطعه سختی و سختیها صفحه ۱۸۰ دوان(به کوشش ولیالله درودیان)
ـ دی ماه سال ۱۳۱۶ پدرش در سن۶۳ سالگی وفات یافت و اندوه آن ازدواج نا مناسب که داشت از بین می رفت جای خود را به اندوه از دست دادن پدر داد.پروین آن را باعث ویرانی خویش می داند:
پدر آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشه ای بود که شد باعث ویرانی من

* * *
در سال ۱۳۱۸ چند ماه کتابدار کتابخانه دانشسرای عالی شد و سرانجام در نیمه شب جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۲۰ بر اثر بیماری حصبه در آغوش مادر خود خانم اختر جان به جان آفرین تسلیم کرد.
* * *
پروین در ازدواج خویش شوربختی دید و ناکامی کشید امّا پس از مرگ هم از عده ای بی مهری دیده است و برخی که گویی بر نمی تافته اند زنی مانند او آنقدر بلند و پخته و روان شعر بگوید، در انتساب اشعار به او تردید و بعضی حتی او را متهم به انتحال کرده اند.از جمله عبدالحسین آیتی نامی در کتاب«کشف الحیل» خود می نویسد:« مع الاسف در این هنگام که پروین جوانمرگ شده، به رهبری یکی از دوستان مراجعه به دیوانی کردم که به نام دیوان پروین منتشر ساخته اند و دیدم سه چهارم از آن دیوان تقریبا استراق است از اشعار رونق علیشاه که تماماْ کلمه «رونق» را از آن برداشتهو کلمه پروین به جایش گذاشته شده و بسی افسوس خوردم...»
ملاحظه می فرمایید که حتی به ذهن ایشان خطور نکرده که ممکن است آن قلتشن تماماْ کلمه پروین ر از آن برداشته و کلمه رونق را به جایش گذاشته باشد.
خدا رحمت کند مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی را که در «الذرّیعه الی تصانیف الشیعه»، ذیل«دیوان پروین» تمام آن جملات آیتی را نقل می کند و بعد پنبه او را می زند که:«هرچه گشتیم دیوانی برای رونق علیشاه نیافتیم».غیر از آیتی در مهرماه ۱۳۲۲ ورقه ای با عنوان «بیانیّه اتحادیه کشاورزان و ترقی خواهان» در تهران منتشر گردید، این اتحادیه منسوب به سید ضیاء الدین طباطبایی بود که با مالک الشعراء اختلاف شدید داشت.
در همین ورقه نویسنده ای گمنام ضمن تعریض به بهار، پروین را یک محصّله آمریکائی! و هیچ ندان معرفی کرد.
سرانجام آخرین کسی که در کتابی ۱۵۰ صفحه ای(چاپ ۱۳۵۶ از سوی نشر روزنه) با نام«تهمت شاعری» به خراب کردن چهره و شعر پروین پرداخته است، شخصی است به نام فضل الله گرکانی.
این فرد مدَعی است که خود با پروین در دوران دانشجویی خویش و هنگامی که خانم پروین در کتابخوانه دانشسرای عالی کتابدار بوده، چند بار برای گرفتن کتاب با وی سخن گفته است.عین نوشته او چنین است:«خانم پروین اعتصامی نیز یکی از بانوانی بود که پس از نوروز ۱۳۱۵ کارمند کتابخانه دانشسرای عالی شدو من که در آن دوران،دانشجوی رشته زبان و ادبیات فرانسه بودم، توانستم با او آشنا شوم...مراجعه من نیز به خانم پروین منحصر به مواقعی بود که متابی را لازم داشتم امّا هروقت می خواستم پرسشی درباره شعر هایش طرح کنم، طفره می رفت...»
امّا به سخنان چنین آدمی اعتماد نیست زیرا: تنها موردی که در مدارک مربوط به پروین اعتصامی، پیش از کتاب تهمت شاعری از زمان و مقدار کارمندی خانم پروین در دانشسرای عالی به عنوان کتابدار سخن به میان آمده، درهمین مقاله استاد سعید نفیسی است که در آن تصریح دارد به اینکه:«...در ۱۳۱۴ واقعه شومی که می بایست بر ذخائر انباشته فکرش رنج دیگری سربار کند، تازه روی داده بود(یعنی مرگ پدرش).هنوز طبع وی، همه تراوش های غم آلودی را که می بایست پس از آن بکند، نکرده بود.در ۱۳۱۸ چند ماهی در کتابخانه دانشسرای عالی به کتابداری مشغول بود.گاهگاهی چند کلمه ای در میان ما ردّ و بدل می شد...»
حال بنگرید به نوشته مؤلف «تهمت شاعری» در همین کتاب:«روز شنبه اول خرداد ۱۳۱۶،پنج روز پیش از امتحان آخر سال، به تهمتی گرفتار آمدم.عمر این گرفتاری در ۱۶ آبان ۱۳۲۰ سرآمد...»
بنابراین با توجه به آنکه در هیچ مدرک متقن دیگر از کارمندی پروین در دانشسرا، پیش از ۱۳۱۸ سخنی نرفته است، مؤلف «تهمت شاعری» که به اعتراف خود در همین کتاب از اول خرداد ۱۳۱۶ تا ۱۶ آبان ۱۳۲۰ یعنی تا هشت ماه پس از مرگ پروین،در زندان بوده است، هرگز پروین را در دانشسرا ندیده بوده است.قول خود او نیز که در سراسر این کتاب با لحنی کینه توزانه از پروین سخن می گوید، مسموع و قابل اعتماد نیست.
این مرد که حدود ۱۱ سال از پروین کوچکتر بوده است(ص ۳ کتاب تهمت شاعری)، معلوم نیست چرا با وی چنین دشمنی می ورزد.او به تشکیک در شعر وی بسنده نمی کند، بلکه علاوه بر تهمت غیر مستقیم انتحال، گاهی با چنین جملات زشتی نسبت به او کینه می ورزد:«پروین از لحاظ چشم راست «احول» بود.اگر او دچار این عیب و منقصت نمی شد، شاید از زیبایی متوسطی بهره مند می بود...» در حالیکه به نظر من علاوه بر چشمان، چهره او نیز بی آنکه کمترین آرایشی در آن به چشم آید زیبایی معصومانه و ساده ای دارد به قول خود پروین:
نیکو نکوست غازه و گلگونه نبود ضرور چهره زیبا را
این مرد که اگر زنده باشد باید ۸۹ سال داشته باشد،با پیگیری خستگی ناپذیری طیّ این ۱۵۰ صفحه کتاب خود، می کوشد چهره زیبا ی پروین ، خانواده و برادران او را خراب کند.یعنی چهره شاعری را که هم زمان حیات وی و هم پش از وفات او برجسته ترین بزرگان علم و ادب ایران،او و شعر بلند او را ستوده اند.
نام برخی از درگذشتگان از این بزرگان بدین قرار است:
۱ـ پدر دانشمند و ادیبش یوسف اعتصام الملک، ۲ـ ملک اشعراء بهار، ۳ـ دهخدا، ۴ـ حاج سید نصر الله تقوی، ۵ ـ علّامه محمد قزوینی، ۶ ـ استاد سعید نفیسی، ۷ـ استاد زرّین کوب، ۸ ـشهریار، ۹ـ دکتر غلامحسین یوسفی، ۱۰ـ به آذین، ۱۱ـ جمال زاده و ۱۲ـ دکتر لطفعلی صورتگر.
* * *
هریک از بزرگانی که نام بردم، یک مقاله مفصّل یا دست کم یک شعر در بزرگداشت او نوشته اند و همه بالاتفاق او را از شعرای بزرگ تاریخ ادبیات ما و بزرگترین شاعره ایران دانسته اند.
مرحوم علّامه قزوینی در نامه ای که بیست و سوم آذر ۱۳۱۴ از پاریس برای پدر پروین پس از اعلام دریافت یک جلد از دیوان وی می نویسد، او را ملکه زنان شاعر و خنساء عصر و رابعه عدویه دهر می داند.
همه این بزرگان در اشتباه بوده اند و تنها مؤلف تهمت شاعری، فضل الله گرکانی، درست می گوید؟!
ادامه دارد...
|
+| نوشته شده توسط آرش نیامی در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 | موضوع: |